در جیب هایم
مي خواهم
چند تومن عشق بخرم
ليز مي خورد
زبانم از دهانم
حوصله ي چانه زدن ندارم .
چانه نزده ام
حتي وقتي كه
ایدز گرفت
دست هایم
در چشم های تو.
كسي كه
دیروز
داروي تاريخ گذشته
اين را به من سفارش كرد:
فرصت کردی
بشمار
موزاییک های پیاده رو را
خيابان پارتی گرفته است
بگذار