تبليغاتX
صدای چرخ خیاطی
خواستم زیبا بشوم...

 

بگذار زیبایی در نگاه تو باشد نه در انچه که می بینی.

خواستم زاده بشوم

باد آمدو روز را با خود برد

نوزادها گرسنه بو دند

و رنگ پوستشان غیر بومی

نترسیدم

خواستم زیبا بشوم

دختران ارتشی در میدان آزادی

رژه رفتند

اسلحه ها ...هدف

شل...لیک

کور قدشدم

باز هم نترسیدم

خواستم عاشق بشوم

پسران خانه دار

در آشپزخانه ی مومیایی

حسم را سرخ کردند

 وقلبم را تی زدند

آب شدم

روی کف کاشی لغزیدم

این بار ترسیدم

از مادرم خواستم

دوباره آبستنم شود

من بیست و چند سال است زاده نمی شوم.

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 13:39 توسط سپیده داداش زاده

 


Javascripts


border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
Choose a background color:
کدهای خفن جاوا اسکریپت

Time spent here: